عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

643

زبدة التواريخ ( فارسى )

يافت . ساكنان آن بلاد را بدين عطيه عظمى و موهبت كبرى كه غايت اقبال ايشان بود ، ممنون گردانيده حياتى تازه و عيشى نو به مكان او در اجرام و اجسام ( 1 ) اهالى آن نواحى ظاهر شد و پيشتر از اين تاريخ بوزنترى را به تحصيل اموال و مهمات آنجاى ( 2 ) فرستاده بودند . در اوائل رجب نوكران شاه محمود از بدخشان رسيدند و از او شكايت كرد و بندگى حضرت را بدمعاشى بوزنترى معلوم گشته بود ، سلطان احمد هلال را فرستاد كه بوزنترى را بگيرد و جزاى اعمال او به دو رساند و شاه بهاء الدين [ بدخشانى ] را اجازت معاودت [ به ولايت خود ] داد [ و اللّه سبحانه و تعالى اعلم بالصواب ] .

--> ( 1 ) . ت : احشام . ( 2 ) . م : آنجائى ، ل : آن جانى .